دانلود مقالات علوم اجتماعی اقتصادی

دانلود مقالات و پروژه های علوم اجتماعی اقتصادی

دانلود مقالات علوم اجتماعی اقتصادی

دانلود مقالات و پروژه های علوم اجتماعی اقتصادی

موسیقی درمانی و کاهش هورمون های استرس زا و تاثیر موسیقی بر کاهش افسردگی



موسیقی درمانی و کاهش هورمون های استرس زا و تاثیر موسیقی بر کاهش افسردگی دانشجویان رشته باغبانی

فایل مورد نظر دارای فرمت word می باشد
فهرست مطالب
چکیده۱
فصل اول۲
مقدمه۳
بیان مساله ۵
اهمیت پژوهش۵
سوال پژوهش۷
فرضیه تحقیق۷
متغیرها۸
فصل دوم۱۰
پزشکی و موسیقی درمانی ۱۷
کاربردهای موسیقی درمانی ۱۸
مزایای موسیقی درمانی۲۰
اصول صدا و موسیقی درمانی۳۱
چهار ابزار اصلی موسیقی۳۴
افسردگی چیست ۳۸
تاریخچه افسردگی ۳۹
علائم و نشانه ها ۴۱
سرما خوردگی روانی۴۴
سن شیوع افسردگی۴۸
فصل سوم۵۰
تعریف جامعه۵۱
نمونه آماری ۵۱
ابزار پژوهش ۵۲
روش تحقیق۵۵

فصل چهارم۵۷
افراد علاقمند به ورزش۵۸
افراد بی علاقه به ورزش ۵۹
فصل پنجم ۶۳
پیشنهادات۶۵
محدودیتها۶۵
منابع۶۷

چکیده :
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر موسیقی بر کاهش افسردگی دانشجویان رشته ی باغبانی ورودی ۸۷ همچنین تاثیر موسیقی درمانی بر کاهش هورمون های استرس زا که در این پژوهش از دو گروه مستقل استفاده شد که جامعه مورد نظر دانشجویان رشته باغبانیورودی ۸۷ بدون تفکیک جنسیت بودند که طبق نمونه گیری ۲۵ نفر از نمونه افرادی بودند که به موسیقی علاقه داشتندو به آن گوش می دادند و ۲۵ نفر از نمونه به موسیقی علاقه چندانی نداشتند و به آن کمتر گوش می دادند نمونه گیری به صورت تصادفی ساده صورت گرفت ابزار پژوهش را پرسشنامه افسردگی به تشکیل میداد داده های آماری به دست آمده تجزیه و تحلیل شد از روش آماری Tاستیودنت محاسبه شد و به این نتیجه رسید که موسیقی تاثیر بسزایی در کاهش افسردگی داشته است همچنین با توجه به منابع و تحقیقات انجام شده پزشکان و محققان نشان داده شد که موسیقی درمانی تاثیر بسزایی در کاهش هورمونهای استرس زا دارد

مقدمه :
رشته موسیقی درمانی یکی از شاخه های علوم درمانی است که در آن موسیقی درمانگراز موسیقی و فعالیت های گوناگون همراه با موسیقی به عنوان ابزار درمانی استفاده می نماید در واین رشته موسیقی به عنوان ابزار و موسیقی درمانگر به عنوان فرد متخصص شرایطی را ایجاد می کند که می تواند بیمار را در یک روند مثبت صعودی در جهت کاهش استرس ها و ارتقاء سلامت قرار دهد و این شرایط ممکن است متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد
پژوهش حاضر درصدد توصیف ماهیت کاربرد و شرایط حرفه ای معیار های تخصصی و مزایای این درمان است
موسیقی نیاز عاطفی زندگی معاصر انسان است و موسیقی درمانی روش استفاده به هنگام از موسیقی برای پاسخ به تمایلات احساسی ذهنی و اجتماعی همگان به خصوص آنان که از درد و تالم در ستوه اند
موسیقی درمانی عبارت است از : کاربرد مداخله های ریمیتک یا موسیقیایی ویژه که توسط یک موسیقی درمان گر شده و به منظور نائل شدن به اصلاح ابقاء یا بهبود عملکرد هیجانی اجتماعی پردازش ذهنی و سلامت جسمی یک فرد به کاربرده می شود
در موسیقی درمانی از فعالیت موسیقیایی هم کلامی و هم اهنگین (توسط ساز) به منظور تسهیل تغییراتی استفاده می کنند که ماهیتا غیر موسیقیایی می باشند
برنامه های موسیقی درمانی بر اساس ارزیابی فردی طرح درمانی و ارزشابی برنامه اتخاذ شده قرار دارند غالباً موسیقی درمانگران به عنوان عضوی از یک تیم بین رشته ای برنامه های خود را با گروه یا افراد، با تمرکز بر طیف وسیعی از پیامد ها، مشتمل بر کاهش درد و اضطراب، مدیریت استرس، ارتباطات و ابزار هیجانات آغاز می نماید
موسیقی درمانی نوعی از خدمات بهداشتی نظیر درمان جسمی است این نوع درمان مشتمل بر استفاده درمانی از موسیقی به منظور تحت تاثیر قرار دادن عملکرد جسمی، روانشناختی، شناختی و اجتماعی بیماران از هر سنی می باشد به دلیل اینکه موسیقی درمانی یک واسطه قوی است، می تواند پیامد های منحصر به فردی به دنبال داشته باشد و علاوه بر کاربرد در ارتباط با بیماران، به گونه ای موفق برای همه افراد در همه سنین و همه توانای ها فوائدی در بر داشته باشد
اگر موسیقی را محموعه ای از اصوات موزون و دارای تیم تعریف کنیم، می توان ادعا کرد که اصولاً زندگی هر انسانی با موسیقی آغاز می شود چرا که صدای موزون ضربان قلب هر مادی برای فرزندش که به دنیا خواهد آورد، می تواند به عنوان موسیقی آرام بخش تلقی شود

بیان مساله :
هدف کلی این پژوهش اینست که آیا بین دانشجویانی که موسیقی گوش می دهند و دانشجویانی که موسیقی گوش نمی دهند ازنظر افسردگی اختلاف معنا داری وجود دارد یا نه؟
و دیگر اینکه موسیقی در چه سطحی میتواند بر روی افسردگی افراد تاثیر داشته باشد
و در کل معرفی موسیقی درمانی و تاثیرات شگرفی که بر تن و روان آدمی دارد
موسیقی درمانی، درمانی موثر و معتبر برای افرادی است که نیاز های روانی، اجتماعی، شناختی، ارتباطی، تاثیر پذیری و کلامی دارند، تجربیات پزشکان نتایجی نشان داد ه اند که چشمگیر و بی نظیر بوده است
موسیقی شکلی از تحرک حسی است که پاس ها را به موقعیت های آشنا تبدیل کرده سپس پیش بینی پذیری را بالا برده و احساس امنیت مرتبط با آن را مهیا می سازد
در پژوهش حاضر سعی بر این بوده که رشته موسیقی درمانی به عنوان یک راه حل مفید و موثر برای بهبود بیماریهای روانی یا بیماریهای حیطه پزشکی بسیار مفید بوده و باعث کاهش هورومونهای استرس زا در بدن تمام افراد می شود، معرفی و شناسانده شود
اهمیت پژوهش :
بی شک تاریخ هنر ایران سراسر عشق و علاقه و عرفان و دلداگی است اما واقعیت این است که در این چند قرن این شور و عشق با شناخت و فهم علمی ارتقاء پیدا نکرده است، فرهنگ و عادات شنوایی مردم همپای رشد و توسعه دانش موسیقی پیشرفتی نداشته و دواری پیرامون مصرف موسیقی عاطفی، حزین و شیدایی ومجهور مانده است از این رو ذهن موسیقیائی مردم ایران نیازمند ارتقاء است و لازمه ارتقاء شنوایی و درک موسیقی آشنایی و شناخت و استفاده از موسیقی بخصوص موسیقی ملی به مفهوم واقعی آن است
(پترز ، ۱۳۸۰، ص ۱۰)
از موسیقی درمانی به خاطر خاصیت موثر آن در تسکین درد های جسمانی درمنزل و بیمارستانها و در کمک به زایمان، در تعادل خلق و خو تعادل روانی به توانبخشی جسمی و کمک به آرامش و خوابیدن و آسان کردن یاد گیری و در کل برای کمک به افراد تقریباً در تمامی زمینه های زندگی استفاده می شود
در تحقیقات اخیر کاربرد موسیقی درمانی در توانبخشی جسمی و ایمنی شناسی و روان رنجوری موارد دیگر تایید شده است (اندروز ۱۳۸۰، ص ۱۱۷۰)
موسیقی درمانی یک روش معتبر و شناخته شده در جهان است که از جهاتی شبیه به کار درمانی و ورزش درمانی می باشد، از این شیوه به عنوان راه حل جسمی، روانی، شناختی، رفتاری و یا کار کرد اجتماعی نیز استفاده می گردد، زیرا موسیقی درمانی ابزاری قدرتمند می باشد و می تواند نتایج بی نظیری را بر جا می گذارد
علاوه بر کار آمدی در سلامت ذهنی، موسیقی درمانی می تواند بر بیماری هایی چون ایدز ، ناتوانی های جسمانی ، ناتوانی های رشدی، آلزایمر ، صدمات مغزی، درد های مزمن و سرطان هم کارایی بسیار مفیدی داشته باشد (پژوهش نامه استاد ناهید بابایی امیری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد)
سئوال پژوهش :
– آیا بین درمانی (گوش دادن به موسیقی) و افسردگی دانشجویان رابطه معنا داری وجود دارد یا خیر؟
فرضیه تحقیق :
فرض ما بر این است که :
۱ ) رابطه معنا داری بین گوش دادن به موسیقی (موسیقی درمانی) و افسردگی دانشجویان وجود ندارد
۲ ) بین گوش دادن به موسیقی (موسیقی درمانی) و افسردگی دانشجویان رابطه معنا داری وجود دارد
کاربردهای موسیقی درمانی تاثیر موسیقی در کاهش افسردگی

 

موسیقی و کاهش استرس

در مورد موسیقی درمانی و کاهش هورمون های استرس زا

دانلود کامل موسیقی درمانی و کاهش هورمون های استرس زا و تاثیر موسیقی بر کاهش افسردگی
مطالب مرتبط بیشتر:

    نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از…
    پایان نامه بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب درمیان زنان شاغل و خانه…
    بررسی نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران
    تاثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در…
    بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر…
    بررسی تاثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده
    پایان نامه توانمند سازی کارکنان کلید بهره وری سازمان
    بررسی رابطه بین سبک اسناد و سلامت روانی در بین…
    بررسی رابطه تیپ شخصیت درونگرا و برونگرا با ارتباط پنهانی…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس…
    پایان نامه بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضد اجتماعی بین…
    پایان نامه بررسی تاثیر ورزش بر روی استرس دختران دانشجو…
    پایان نامه بررسی تاثیر دوره پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی…
    بررسی تاثیر بازی گروهی و با قاعده مدارس آمادگی بر…

احترام معلم و دانش آموز



مقاله احترام معلم و دانش آموز

دانلود مقاله درمورد احترام معلم و دانش آموز

تحقیق درباره رشته روانشناسی
مقاله درباره احترام معلم و دانش آموز
چرا دانش‌آموزان برای معلمان خود احترام قائل نیستند؟

فهرست
مقدمه
چرا دانش‌آموزان برای معلمان خود احترام قائل نیستند؟
ارزش‌ها در جامعه کمرنگ شده‌اند
تعلیم، شغل معلمان قلمداد شده است
نظام آموزشی در برخورد با بی‌احترامی جدی نبوده است
خانواده‌ها در آموزش ارزش‌ها کم‌کاری می‌کنند
تغییرات جهانی، فرهنگ‌های بومی را تهدید و تحقیر می‌کند
امروزه معلمان تنها منبع برای کسب دانش نیستند
فرهنگ‌های دیگر بر ما تأثیر گذاشته است
بین نهادهای مختلف تربیتی همخوانی وجود ندارد
ارزش‌ها در مدرسه آموزش داده نمی‌شوند
شأن و جایگاه معلمی برای دانش‌اموزان تبیین نشده است
بعضی از معلمان با روش‌های تربیتی آشنا نیستند
بعضی افراد شایسته معلمی نیستند
وضع مالی معلمان خوب نیست
احترام ناشی از ترس از بین رفته است
بعضی از معلمان شأن معلمی را حفظ نمی‌کنند
بسیاری از معلمان عمل به علم را فراموش کرده‌اند
رسانه‌های جمعی به معلمان نپرداخته‌اند
چه باید کرد؟
الف) خانواده
ب) مدرسه
. آموزش مستقیم
آموزش مفاهیم و مصداق‌ها
آموزش ارزش‌ها به صورت ناخواسته
نوع برخورد و ارتباط در کلاس
ج) معلمان
د) جامعه
هـ) هماهنگی بین همه نهادها
فهرست منابع
مقدمه:
لغت‌نامه «دهخدا»، «احترام» را حرمت داشتن، بزرگ داشتن، بزرگداشت و پاسداشت معنی می‌کند و برای «حرمت» معانی منزلت، قدر، بزرگی، مرتبت و عظمت را بر می‌شمارد.
بدین ترتیب می‌توان احترام گذاشتن را به معنی بزرگ‌داشتن، قدر و منزلت و مرتبت و عظمت قائل شدن و پاس داشتن دانست.
انسان‌ها بدون توجه به اینکه در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنند، از چه فرهنگ و تمدنی برخوردارند و دارای چه دین و مذهبی‌اند، افراد و اشیایی دارند که برای آن‌ها احترام قائل‌اند. تعیین این که انسان‌ها به چه چیزها و اشخاصی احترام می‌گذارند و برای چه چیزی احترام قائل نیستند، بسیار سخت و دشوار است، زیرا دیدگاه هر فرد درباره جهان و هستی و اهمیت و اعتباری که برای چیزهای مختلف قائل است موجب می‌شود که او برای اموری احترام قائل شده، اموری دیگر را بدون بزرگداشت و احترام رها کند.
سؤالی که در این جا مطرح می‌شود این است که به رغم ارزش و اعتباری که اسلام برای معلمی قائل شده و توصیه‌هایی که برای احترام و اکرام به او مطرح کرده است، چرا روز به روز از میزان احترام دانش‌آموزان نسبت به معلمان کاسته می‌شود؟‌
برای پاسخگویی به این سؤال که موضوع این مقاله است، ابتدا دلایل کم شدن احترام دانش‌آموزان به معلمان را بر شمرده و سپس راه‌کارهایی برای جلوگیری از این مسئله یا کاهش آن ارائه داده‌ایم.
چرا دانش‌آموزان برای معلمان خود احترام قائل نیستند؟
سؤالی که در این جا مطرح می‌شود این است که به رغم همه ارزش و اعتباری که اسلام برای علم و معلم قائل است، چرا از احترامی که دانش‌آموزان به معلم می‌گذاشته‌اند کم شده و روز به روز این احترام و اکرام کمرنگ‌تر می‌شود؟ دلایل این کم‌توجهی فراوان است که در ذیل به بعضی از آن‌ها اشاره خواهیم داشت.
۱٫ ارزش‌ها در جامعه کمرنگ شده‌اند:‌
اگر چه جامعه امروز ایران ظاهراً جامعه‌ای مذهبی است، اما ارزش و اعتبار بسیاری از فضیلت‌های اخلاقی در آن، به ویژه در میان جوانان و نوجوانان، کمرنگ شده است. دلایل این امر فراوان‌اند، اما از آن جا که بر شمردن آن‌ها بحث اصلی این نوشته را به انحراف خواهد کشاند، فقط به نتایج این موضوع اشاره می‌کنیم.
آن چه مسلم است این است که امروزه جوانان بسیاری از ارزش‌ها را نادیده گرفته، کسانی را که به رعایت‌ آن‌ها می‌پردازند مورد تمسخر و ریشخند قرار می‌دهند. به عنوان مثال زمانی سلام کردن و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها ارزش به شمار می‌آمد، ولی حالا دانش‌آموزانی که این ارزش‌ها را رعایت می‌کنند، توسط دوستانشان متهم به خود شیرین کردن، توسری خور بودن و … می‌شوند. به عبارت دیگر، امروزه احترام به معلم در بین بسیاری از دانش‌آموزان امری بیهوده، کم‌ارزش و کار دانش‌آموزان چاپلوس و خود شیرین‌کن است.
۲٫ تعلیم، شغل معلمان قلمداد شده است:‌
پیش‌ترها رعایت ادب و حفظ حرمت کلاس و معلم ارزشی بالاتر داشت، اما در حال حاضر رعایت اصول اولیه ادب اجتماعی در مدارس جایگاهی ندارد و دانش‌آموزان نگاهی ابزاری به معلم دارند. آنان دلیلی برای احترام گذاشتن به معلم پیدا نمی‌کنند.
به نظر آنان معلمان افرادی‌اند که پول می‌گیرند تا مطالب کتاب را به آن‌ها یاد بدهند و وظیفه دارند در هر شرایطی این کار را انجام دهند، بنابراین احترام قائل شدن برای آن‌ها معنی ندارد. به بیان دیگر آن‌ها معتقدند وقتی کسی پولی می‌گیرد تا کارش را انجام دهد، احترام گذاشتن به او و تکریم و تعظیم او کاری بی معنی و بی فایده است.
۳٫ نظام آموزشی در برخورد با بی‌احترامی جدی نبوده است:
از آن جا که سیستم آموزشی کشور برنامه خاصی برای برخورد با دانش‌آموزانی که نسبت به معلمان بی‌احترامی کنند، ندارند، دانش‌آموزان گستاخ و بی‌انضباطی که به معلمان بی‌احترامی کرده، حرمت آنان را حفظ نمی‌کنند، به درستی متنبه نشده، به بی‌احترامی‌های خود ادامه می‌دهند.
به عبارت دیگر، سیستم تربیتی مدرسه و نظام آموزشی با دانش‌آموزانی که احترام معلمان را نگه نمی‌دارند برخورد جدی و مؤثر ندارد و به همین دلیل زمینه برای بی‌احترامی فراهم و مساعد است. برای مثال، دانش‌آموزانی که به سبب بی‌احترامی و معلم از کلاس درس اخراج می‌شود، پس از مدت کوتاهی بدون برخورد انضباطی جدی و تأثیرگذار دوباره به کلاس درس می‌آید.
۴٫ خانواده‌ها در آموزش ارزش‌ها کم‌کاری می‌کنند:
کودک آیینه تمام‌نمای خانواده خویش است که هر خوبی و بدی و هر چه آن را که در آن جا می‌بیند و می‌شنود، در خود منعکس می‌سازد. از این رو کوشش مادران و پدران در پرورش صحیح فرزندان از بزرگ‌ترین کارهاست.
پرورش اخلاقی، تنها در مدرسه‌ها صورت نمی‌گیرد، بلکه باید با کودک از روز زبان گشودن و گفتار فهمیدن به تمرین پرداخت. پیداست که نخست از کسانی انجام این وظیفه را می‌خواهیم که با کودک زندگی می‌کنند و پیوسته با اویند. آنان با کردار، گفتار و روش خود در کودک اثر می‌گذارند. (شبلی، ۱۳۶۱، ص ۱۷۳) بنابراین آموزش رعایت ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی باید از خانواده‌ها شروع شود و در مدرسه ادامه یابد. ولی متأسفانه بسیاری از والدین این ارزش‌ها را نادیده می‌گیرند و آموزش‌های کافی را به فرزندانشان نمی‌دهند.
به سخن دیگر، پایه آموزش اصول تربیتی و رفتارهای مناسب اجتماعی در خانواده نهاده می‌شود. اما متأسفانه در فضای فرزند سالارانه‌ای که وجود دارد، فرزندان با ادب اجتماعی آشنا نمی‌شوند و نه تنها این اصول را در خانه رعایت نمی‌کنند، بلکه در مدرسه نیز به آن توجهی ندارند. (اینترنت) یکی از این آداب، احترام به معلم است.
علاوه بر این، از آن جا که در بسیاری از خانواده‌های امروزی فرزندسالاری حکمفرماست، بسیاری از والدین در برخوردهایی که بین معلمان و فرزندانشان پیش می‌آید، بدون توجه به حقیقت، جانب فرزندانشان را می‌گیرند. این امر که معمولاً با توهین و بی‌احترامی به معلم همراه است، دیوار کوتاه و نازک احترام میان دانش‌آموزان و معلمان را فرو ریخته، آنان را طلبکار معلمان جلوه خواهد داد. بدیهی است این گونه تربیت، کم‌رنگ شدن احترام به معلم را به همراه خواهد داشت.
۵٫ تغییرات جهانی، فرهنگ‌های بومی را تهدید و تحقیر می‌کند:
جهان در هزاره سوم با شتابی تصاعدی شاهد شکل‌گیری تحولات و دگرگونی‌های عمیق در بسیاری از ابعاد است. این نو شدن تنها در ابزار و روش نیست، بلکه اندیشه و نگرش انسان به خود و جهان اطراف نیز متحول می‌شود. ماهیت انسان به خود و جهان اطراف نیز متحول می‌شود. ماهیت پیچیده و سرعت تحولات جهانی به گونه‌ای است که شتاب فزاینده این نو شدن با دهه‌های قبل قابل قیاس نیست. این شتاب تصاعدی نه در تغییرات ابزاری و فناوری که حتی در ماهیت انسانی نیز رخ می‌دهد و این تغییر سبب پیدایی تحولات تازه در نظام تعلیم و تربیت می‌شود. (جعفری، ۱۳۸۲، ص۲۲)
امروزه در بسیاری از نقاط جهان، جوانان علیه جوامع سنتی در حال شورش‌اند و از همه نظر خود را از فرهنگ سنتی دور می‌دارند، مثلاً با پوشیدن لباس‌های عجیب و غریب و شنیدن موسیقی خاص خود مشکل بزرگی در آموزش و پرورش پدید می‌آورند. آن‌ها خواستار دگرگونی عمیق در همه شئون زندگی‌اند. (یارمحمدیان، ۱۳۸۲، ص۳۰)
تأثیر این فرآیند را در بسیاری از رفتارهای دانش‌آموزان می‌توان مشاهده کرد. بعضی از دانش‌آموزان ایرانی نیز به فرهنگ بومی و اسلامی خویش به دیده تحقیر نگریسته، از پاسداش بسیاری از ارزش‌های آن، از جمله احترام گذاشتن به معلمان، سرباز می‌زنند.
۶٫ امروزه معلمان تنها منبع برای کسب دانش نیستند:
در حال حاضر بخش عظیمی از افراد بشر از طریق برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و نیز سایر دستگاه‌ها و رسانه‌های اطلاع‌رسانی که در دسترس دارند، به کسب معلومات پرداخته، عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌گیرند؛ این در حالی است که در گذشته معلمان تنها منبع کسب علم و دانش بودند. دانش‌آموزان نیز در پرتو وسایل ارتباطی مثل ماهواره، کامپیوتر و اینترنت در اسرع وقت می‌توانند از دقیق‌ترین مسائل علمی آگاه شوند.
به علت وقوع این انقلاب در ارتباطات و فناوری‌های جدید، جوانان به شدت تأثیر پذیرفته، ارزش‌های جدیدی را درک می‌کنند و ارزش‌های سنتی و هنجارهای قدیمی در صورتی که نتوانند با ابزارها و روش‌های جدید و عقلانی به نسل جدید انتقال پیدا کنند، کارایی خود را از دست خواهند داد.
به عبارت دیگر، امروزه دانش‌آمزوان با وسایلی رو به رویند که در بعضی موارد اطلاعات و دانش بیشتری نسبت به معلم در اختیار آنان قرار می‌دهند. این دگرگونی و زندگی ماشینی باعث شده است که معلم ارزش و والایی خود را تا حدودی از دست داده، از احترام و ارزش او کاسته شود.
۷٫ فرهنگ‌های دیگر بر ما تأثیر گذاشته است:
پیشرفت سریع و حیرت‌انگیز تمدن صنعتی اروپا و توسعه بی‌نظیر میدان فعالیت علوم طبیعی در غرب با همه فوایدی که در زمینه‌های مادی برای انسان‌ها در بر داشت، متضمن پاره‌ای از ثمرات تلخ معنوی و انحراف فکری نیز بود. (قربانی، ص ۳۵) جدا شدان دین از علم باعث شد که علم مطلقاً در خدمت مادیات قرار بگیرد و برنامه‌های آموزش و پرورش غربی و شرقی بر اساس سودجویی و رسیدن به نیازها و لذایذ جسمی و دنیوی پی‌ریزی شود؛ و اگر هم در این جوامع تربیت اخلاقی مطرح می‌شود، اخلاقی است که هدفش منافع زودگذر دنیوی است. (صانعی، ۱۳۷۸، ص۳۷۵) این دیدگاه بر فرهنگ ما هم تأثیر گذاشت. رد پای این فرهنگ در جامعه ما باعث شد که ارزش و اعتبار معلم کاسته شده، احترام و تکریم او در بعضی از جاها به فراموشی سپرده شود.
۸٫ بین نهادهای مختلف تربیتی همخوانی وجود ندارد:
مسئولیت آموزش ارزش‌ها وظیفه همه نیروهای تربیتی جامعه، یعنی خانواده، مدرسه و نهادهای گوناگون اجتماعی مانند نهادهای سیاسی، اداری و تبلیغی است و ضروری است اهداف و فعالیت‌های این نیروهای تربیتی با یکدیگر هماهنگ باشد تا فعالیت نهادهای اجتماعی در تقابل یا تضاد با فعالیت‌های مدارس قرار نگیرد. (مجموعه مقالات تربیت اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۱۲۲)
تجربه نشان داده است که واگذاری آموزش ارزش‌ها به خانواده یا مساجد به تنهایی نتیجه مطلوب را به بار نمی‌آورد و از آن جا که مرجع و اساس رفتار دانش‌آموز، معلم، همسالان، پدر و مادر و سایر افراد خانواده، مدرسه و جامعه‌اند، بنابر ارزش‌ها باید توسط همه این نهادها آموزش داده شود تا عدم هماهنگی و همخوانی بین آنها، دوگانگی، تشکیک، تعارض و تضاد را در بین دانش‌آموزان ایجاد نکند. هماهنگی و همسویی عوامل اثرگذار در پرورش دانش‌آموزان بسیار مهم و تعیین‌کننده است.
۹٫ ارزش‌ها در مدرسه آموزش داده نمی‌شوند:
فقط والدین نیستند که تحت تأثیر فرهنگ فرزند سالاری، دانش‌آموزان را به خود رها کرده و دست از آموزش ارزش‌ها و اخلاق به آن‌ها کشیده‌اند، بلکه مدارس امروزی نیز بیشتر از هر چیز به آموزش علوم، فنون و مفاهیم پرداخته‌ و در بسیاری از موارد آموزش ارزش‌های اخلاقی، اجتماعی و … در آن‌ها نادیده گرفته شده و با کم‌توجهی و بی‌مهری قرار گرفته است. همین امر سبب شده که دانش‌آموزان به ارزش‌ها، از جمله احترام به معلم بی‌توجه باشند. این در حالی است که در زمان‌های قدیم آموزش کتاب‌های اخلاق و آداب اجتماعی از مهمترین و اصلی‌ترین مقولات آموزشی محسوب می‌شدند.
حقیقت این است که نظام‌های تربیتی در دو سطح جهانی و محلی به میزان گسترده‌ای تعلیم ارزش‌ها را نادیده انگاشته و تلاش خود را معطوف به آموزش‌های شناختی، ابزاری و مهارت‌های فنی کرده‌اند.
مراد از شناخت‌های ابزاری دانستنی‌هایی است که دانش‌آموزان را در راه کسب درآمد یاری می‌کند. اما تربیت ضمیر و روح انسان که ارزش‌ها هسته اصلی آن را تشکیل می‌دهند، چنان نادیده انگاشته شده‌اند که گویی تعلیم ارزش‌ها در ثانوی و فرعی است یا به عهده نهادهای دیگر مانند خانواده یا مساجد یا کلیساهاست. (همان، ص ۱۲۷)
به عبارت دیگر، امروزه تعلیم و تربیت عملاً به آمادگی برای امتحانات و به تقویت ساده حافظه بدل شده است. بدیهی است دست پروردگان این نظام آموزشی که از اخلاق و فضائل اخلاقی بهره‌ای نبرده‌اند، ارزش و احترام قابل توجهی برای معلم قائل نیستند. به قول ایرج‌میرزا از آن جا که معلمان قدر معلم دانستن و احترام به او را به دانش‌آموزان آموزش نداده‌اند، اکنون با بی‌مهری و بی‌احترامی آنان مواجه‌اند.
گفت استاد: مبر درس از یاد
یاد باد آن چه به من گفت استاد
یاد باد آن که مرا یاد آموخت
آدمی نان خورد از دولت یاد
هیچ یادم نرود این معنی
که مرا مادر من نادان زاد
پدرم نیز چو استادم دید
گشت از تربیت من آزاد
پس مرا منت از استاد بود
که به تعلیم من اِستاد اُستاد
هر چه دانست آموخت مرا
غیر یک نکته که ناگفته نهاد
قدر اُستاد نکو دانستن
حیف! استاد به من یاد نداد
گر که مرده است روانش پر نور
ور که زنده است خدا یارش باد
هر چند شاعر در این شعر تا حدودی به تواضع معلم هم اشاره دارد، اما آن چه مهم است این است که معلمان این امر را نادیده گرفته‌اند.
۱۰٫ شأن و جایگاه معلمی برای دانش‌اموزان تبیین نشده است:
همان‌گونه که می‌دانیم علت توجه بیش از اندازه اسلام به احترام و تکریم معلم، ارزش و اعتباری است که برای علم و فواید آن قائل است. متأسفانه ارزش و جایگاه علم، عالم و معلمی در هیچ جای نظام آموزشی به دانش‌آموزان تعلیم داده نمی‌شود.
بدیهی است اگر دانش‌آموزان با فلسفه احترام به معلم و تکریم او آشنایی داشته، از دلایل آن آگاه نباشند، با رغبت و تمایل بیشتری به این امر می‌پردازند. اما با کمال تأسف در هیج دوره آموزشی مقام معلم، اهمیت و اعتبار آن به خوبی و به طریق علمی همراه با فلسفه‌ و بایدها و نبایدهای آن برای دانش‌آموزان تشریح نشده است تا آنان با پی بردن به اهمیت و اعتبار معلم در احترام و تکریم او کوشا باشند. علاوه بر این از آن جا که به علت سیاست‌های اشتباه و نادرست فرهنگی، سیاسی و اقتصادی امروزه ارزش پول، دارایی و ثروت از علم و دانش بیشتر شده است، دانش‌آموزان تمایل چندانی به علم و دانش و صاحبان آن ندارند.
دانلود مقاله درمورد احترام معلم و دانش آموز
مطالب مرتبط بیشتر:

    بررسی رابطه تیپ شخصیت درونگرا و برونگرا با ارتباط پنهانی…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس…
    بررسی جایگاه زن در ایران باستان
    پایان نامه بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضد اجتماعی بین…
    پایان نامه بررسی تاثیر ورزش بر روی استرس دختران دانشجو…
    پایان نامه بررسی تاثیر دوره پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی…
    بررسی تاثیر بازی گروهی و با قاعده مدارس آمادگی بر…
    پایان نامه بررسی میزان افسردگی دختران و پسران دانشجو
    مدیریت منابع انسانی
    پایان نامه بررسی نظرسنجی پدیده وندالیسم در بین نوجوانان
    بررسی عملی بودن اعتبار روایی و نرم یابی پرسش نامه…
    پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش دبستانی
    پایان نامه بررسی عوامل موثر بر گسترش روحیه خدمتگذاری در…
    پایان نامه بررسی تاثیرات اختلالات زبان در میزان افسردگی کودکان
    پایان نامه بررسی علل طلاق و رابطه آن با فرار…

در مورد وسواس


در مورد وسواس
دانلود تحقیق در مورد وسواس
راه های درمان بیماری وسواس
همه چی درباره بیماری وسواس
انواع وسواس
علائم وسواس
فهرست مطالب
وسواس چیست و چگونه آن را درمان کنیم۲
علائم دیگر:۳
انواع وسواس:۳
وسواس فکرى:۳
اندیشه درباره بدن:۳
رفتار حال یا گذشته:۳
در رابطه با اعتقادات:۴
اندیشه افراطى:۴
وسواس عملى:۴
شستشوى مکرر:۴
رفتار منحرفانه:۴
دقت وسواسى:۵
شمردن:۵
راه رفتن:۵
وسواس ترس:۵
وسواس الزام:۵
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس۷
الف) وراثت:۷
ب) تربیت :۷
درمان:۹
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:۱۱
الف) روان پزشکى:۱۱
ب) روان درمانى:۱۲
اصولى در روان درمانى:۱۲
الف – اصلاح محیط:۱۳
ب – ارتباط خوب و مناسب:۱۳
ج – روانکاوى و روان درمانى:۱۳
با وسواسی‌ها چه کنیم؟۱۳
وسواس چیست و چگونه آن را درمان کنیم
وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر است که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصیت‏ خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدیدمی ‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى ‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.
روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏کنند و آن را حالتى مى ‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏ اى خاص، که اغلب وهم‏ آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گیرد، آنچنان که اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى ‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى‏ کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏ شود:
اجتناب؛ تکرار و مداومت؛ تردید؛ شک در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.
وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏کند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.
دانلود تحقیق در مورد وسواس
مطالب مرتبط بیشتر:

    بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات…
    مقایسه رضایت شغلی پزشکان زن و مرد
    بررسی پدیده خود برتر بینی در جامعه
    بررسی و رتبه بندی مسایل و مشکلات مددکاران اجتماعی
    بررسی تفاوت رشد اجتماعی افراد فاقد مادر و پدر
    بررسی تاثیر معلولیت جسمی حرکتی بر میزان هوش بهر کودکان
    بررسی اثربخشی آموزش تنش زدایی تدریجی و حل مساله در…
    بررسی استرس شغلی در کارمندان شهرداری
    بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی…
    رابطه سندرم پیش از قاعدگی با پرخاشگری در دانشجویان دختر
    نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از…
    پایان نامه بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب درمیان زنان شاغل و خانه…
    بررسی نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران
    تاثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در…

نظریه ها و مدل های جدید تعهد سازمانی



نظریه ها و مدل های جدید تعهد سازمانی

دانلود تحقیق در مورد تعهد سازمانی

پروژه در مورد تعهد سازمانی
تحقیق درباره تعهد سازمانی

فهرست مطالب
نظریه ها و مدل های جدید تعهد سازمانی :۱
مقدمه۱
ضرورت توجه به تعهد سازمانی :۲
دیدگاههایی درمورد کانونهای تعهد سازمانی :۲
تعهد سازمانی مفهوم یک بعدی یا چندبعدی؟۳
الگوهای چندبعدی :۴
دو دیدگاه درباره تعهد سازمانی :۷
نتیجه گیری :۹
منابع و ماخذ :۱۰
نظریه ها و مدل های جدید تعهد سازمانی :
تعهد سازمانی یک نگرش مهم شغلی و سازمانی است که در طول سالهای گذشته موردعلاقه بسیاری از محققان رشته های رفتار سازمانی و روانشناسی خصوصاً روانشناسی اجتماعی بوده است. این نگرش در طول سه دهه گذشته دستخوش تغییراتی شده است که شاید عمده ترین تغییر در این قلمرو مربوط به نگرش چندبعدی به این مفهوم تا نگرش یک بعدی به آن بوده است. همچنین باتوجه به تحولات اخیر در حیطه کسب و کار ازجمله کوچک سازیها و ادغامهای شرکتها در یکدیگر عده ای از صاحبنظران را بر آن داشته تا اظهار کنند که اثر تعهد سازمانی بر دیگر متغیرهای مهم در حوزه مدیریت منجمله ترک شغل، غیبت و عملکرد کاهش یافته است و به همین جهت بــررسی آن بی مورد است. اما عده ای دیگر از محققان این دیدگاه را نپذیرفته و معتقدند که تعهدسازمانی اهمیت خود را از دست نداده و همچنان می تواند موردتحقیق قرار گیرد. از این رو در این مقاله سعی شده است به طور مختصر به الگوهای چندبعدی اشاره شده و دیدگاههای موافق و مخالف درمـــورد اهمیت تعهدسازمانی نیز به طور کامل تر بیان شوند.
دانلود تحقیق در مورد تعهد سازمانی
مطالب مرتبط بیشتر:

    بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات…
    مقایسه رضایت شغلی پزشکان زن و مرد
    بررسی پدیده خود برتر بینی در جامعه
    بررسی و رتبه بندی مسایل و مشکلات مددکاران اجتماعی
    بررسی تفاوت رشد اجتماعی افراد فاقد مادر و پدر
    بررسی تاثیر معلولیت جسمی حرکتی بر میزان هوش بهر کودکان
    بررسی اثربخشی آموزش تنش زدایی تدریجی و حل مساله در…
    بررسی استرس شغلی در کارمندان شهرداری
    بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی…
    رابطه سندرم پیش از قاعدگی با پرخاشگری در دانشجویان دختر
    نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از…
    پایان نامه بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب درمیان زنان شاغل و خانه…
    بررسی نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران
    تاثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در…

درمورد ایده آلیسم



مقاله درمورد ایده آلیسم

دانلود مقاله درمورد ایده آلیسم

ایده آلیسم در سیاست
ایده‌آلیسم آلمانی در ایران
آرمان‌گرایی یا ایده‌آلیسم

فهرست
آرمان‌گرایی یا ایده‌آلیسم
کاربرد دیگر
شبهات ایده آلیسم
ایده آلیسم در سیاست
دو نوع ایده آلیسم
ایده آلیسم قدیم و جدید
ایده‌آلیسم ریشه ایمان را می‌خشکاند
ایده‌آلیسم آلمانی در ایران
آرمان‌گرایی یا ایده‌آلیسم :
آرمان‌گرایی یا ایده‌آلیسم (به انگلیسی: Idealism) یکی از مفاهیم فلسفی است.
طرح مسئله اساسی فلسفه رابطه فکر (ذهن) است با هستی (عین). به عبارت دیگر مسئله رابطه شعور انسانی است با جهان مادی خارج. این مسئله اساسی دارای دو جهت است. جهت اول مسئله تقدم ماده‌است بر شعور یا شعور بر ماده؟ همه مکاتب فلسفی طبق پاسخی که به این مسئله اساسی می‌دهند به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شوند. همه فلسفه علی رغم تنوع افکار فلسفی و گوناگونی مکاتب در حقیقت دو گروه بزرگ را تشکیل می‌دهند. کسانی که معتقدند ماده قبل از پیدایش شعور وجود داشته و شعور نتیجه تکامل طولانی ماده‌است ماتریالیست‌ها نام دارند. ماتریالیسم اندیشه‌ها را زائیده و محصول فعالیت مغز انسانی می‌شمرند.
کسانی که معتقدند شعور مقدم بر ماده و مستقل از ماده‌است و به صورت «عقل محض» یا به صورت «محسوسات و ذهنیات انسان» خالق جهان مادی است ایده آلیست‌ها نام دارند. آن‌ها اندیشه و شناخت را عامل اولیه و مبداء نخست و دارای تقدم می‌شمرند.
برابر اروپایی آرمان یعنی واژه ایده در اصل واژه‌ای است یونانی و معانی مختلفی دارد. مانند شکل، ظاهر، نمونه و غیره… خود این واژه از لفظ یونانی دیگری با نام «ایده ئیو» که به معنای دیدن است، مشتق شده‌است. گاه با ترجمه ساده‌ای ماتریالیست‌ها را مادیون و ایده آلیست‌ها را آرمان گرایان می‌خوانند و می‌گویند که مادیون یعنی کسانی که بدنبال منافع مادی هستند نظر به مادیات و سود شخصی دارند با حرص و آز به دنبال ثروت و شهرت می‌روند. ولی ایده آلیست‌ها یعنی کسانی که نظر به معنویات دارند و به دنبال آرمانی عالی بوده و خود را وقف ایده و اندیشه‌ای نموده‌اند. واضح است که این گونه ترجمه و تعریف معانی ماتریالیسم و ایده آلیسم نادرست است. اول کسی که این واژه را در فلسفه و به عنوان اصطلاح فلسفی آرمان به کاربرد، افلاطون بود که آن را به اعتبار یکی از معانی این واژه یعنی نمونه و مثال، در مورد یک سلسله حقایق مجرد یا همان مثل افلاطونی استعمال نمود.
افلاطون برای هر نوعی از انواع موجودات جهان، یک موجود مجرد عقلانی قائل بود که افراد محسوس یا همین موجوداتی که در جهان می‌بینیم، سایه و نمونه آن موجود و خود آن موجود، نمونه کامل افرادش است. حقیقت هر نوع را باید در آن موجود یافت. افلاطون، این موجودات مجرد از ماده را که حقایق عالمند و تنها با سلوک عقلانی می‌توان به آنها رسید، ایده خواند. (مترجمان دوره اسلامی آن را مثال ترجمه کرده‌اند.) باید توجه داشت که وی منکر وجود افراد محسوس نبود، بلکه وجود آنها را متغیر و فانی می‌دانست. بر خلاف موجودات جهان محسوس، ایده یا مثال دارای وجود لایتغیر و باقی است. در میان مسلمانان، پیروان مکتب اشراق به این ایده‌های افلاطونی معتقد بودند.
تا اواخر سده هفدهم، آرمانگرایی تنها به همین مکتب یعنی اعتقاد به مثل و ایده‌ها و یا به عبارت دیگر، اعتقاد به حقایق اصلی جهان که مستقل از ماده و دور از دسترس حواسند، گفته می‌شد. اما به تدریج معانی مختلفی پیدا کرد و هر مکتب فلسفی این اصطلاح را به معنای خاصی بکار برد. مثلاً کانت به آرمانگرایی‌ای معتقد بود که آن را آرمانگرایی استعلایی نام گذارد.
امروزه معنی اصلی و شایع آن، این است که:
ایده یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی می‌دانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.
آرمانگرایان به واقعیتهای خارجی مانند آسمان، زمین، حیوان، اشخاص دیگر و به طور کلی آن چه با حواس درک شود، اعتقاد ندارند و همه جهان را خیال و پندار می‌دانندو می‌گویند: ما جز واقعیت وجود خود و یک رشته پندارهای ذهنی به وجود چیز دیگری در جهان اعتقاد نداریم؛ زیرا آنچه را که جهان خارج از خود می‌نامیم، به هیچ وجه نمی‌توانیم درک کنیم مگر با قوه ادراک خود و قوه ادراک چیزی بیش از تصورات مختلف در اختیارمان قرار نمی‌دهد.
به عبارت دیگر آنها وجود عالم خارج یا این پندارها را صرفاً ساخته ذهن خود می‌دانند و نظرشان این است که ما فکر می‌کنیم که واقعیتی به نام درخت وجود دارد، ولی هرگز نمی‌دانیم که آیا در خارج از ذهن چنین واقعیتی هست یا نه؟ برخی از ایده‌آلیست‌ها گام را فراتر نهادند و کلیه واقعیتهای خارجی حتی وجود خود و علم به هر چیزی را انکار کردند که در یونان قدیم به سوفسطائی یا سوفسیت مشهور شدند.
در واقع آرمانگرایی به معنای اصالت تصور و در مقابل واقعگرایی قرار دارد که به معنای اصالت واقع یا اصالت وجود خارجی موجودات جهان محسوس است و آرمانگرا کسی است که جهان خارج از ذهن را منکر است.
از آرمانگرایان مشهور یونان باستان می‌توان به پروتاگوراس و گرگیاس و از آرمانگرایان جدید به بارکلی و شوپنهاور اشاره کرد.
کلمه ایده (idea) در اصل کلمه ای است یونانی و معانی مختلفی دارد. مانند شکل،ظاهر،نمونه و غیره … خود این کلمه از لفظ یونانی دیگری با نام “ایده ئیو” که به معنای دیدن است، مشتق شده است.
اول کسی که این کلمه را در فلسفه و به عنوان اصطلاح فلسفی به کاربرد، افلاطون بود که آنرا به اعتبار یکی از معانی این کلمه یعنی نمونه و مثال، در مورد یک سلسله حقایق مجرد یا همان مثل افلاطونی استعمال نمود.افلاطون برای هر نوعی از انواع موجودات جهان، یک موجود مجرد عقلانی قائل بود که افراد محسوس یا همین موجوداتی که در جهان می بینیم، سایه و نمونه آن موجود و خود آن موجود، نمونه کامل افرادش است. حقیقت هر نوع را باید در آن موجود یافت.افلاطون، این موجودات مجرد از ماده را که حقایق عالمند و تنها با سلوک عقلانی می توان به آنها رسید، ایده خواند. (مترجمین دوره اسلامی آنرا مثال ترجمه کرده اند.)باید توجه داشت که وی منکر وجود افراد محسوس نبود، بلکه وجود آنها را متغیر و فانی می دانست. بر خلاف موجودات جهان محسوس، ایده یا مثال دارای وجود لایتغیر و باقی است.در میان مسلمین، پیروان مکتب اشراق به این ایده های افلاطونی معتقد بودند.طبق نظر افلاطون، ما نمی توانیم به موجودات جهان خارجی علم پیدا کنیم بلکه تنها آن ها را با حواس درک می کنیم. (چرا که میان ادراک و علم تفاوت وجود دارد. همه حیوانات، ادراک دارند، اما علم ندارند.)علم به چیزی معلق می گیرد که کلی و بیرون از زمان و مکان است و آن همان ایده یا موجود مجرد عقلانی است.به همین دلیل، افلاطون نخستین ایده آلیست خوانده می شود. یعنی کسی که اصالت حقیقی محسوسات و موجودات جهان محسوس را نفی کرده و واقعیت اصلی را در جای دیگر می جوید.تا اواخر قرن هفدهم، ایده آلیسم تنها به همین مکتب یعنی اعتقاد به مثل و ایده ها و یا به عبارت دیگر، اعتقاد به حقایق اصلی جهان که مستقل از ماده و دور از دسترس حواسند، گفته می شد.اما به تدریج معانی مختلفی پیدا کرد و هر مکتب فلسفی این اصطلاح را به معنای خاصی بکار برد. مثلا کانت به ایده آلیسمی معتقد بود که آن را ایده آلیسم استعلایی نام گذارد.امروزه معنی اصلی و شایع آن، این است که:ایده یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و ایده آلیسم یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی می دانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.ایده الیست ها به واقعیتهای خارجی مانند آسمان، زمین ،حیوان،اشخاص دیگر و به طور کلی آن چه با حواس درک شود، اعتقاد ندارند و همه جهان را خیال و پندار می دانندو می گویند:ما جز واقعیت وجود خود و یک سلسله تصورات ذهنی به وجود چیز دیگری در جهان اعتقاد نداریم؛ زیرا آنچه را که جهان خارج از خود می نامیم، به هیچ وجه نمی توانیم درک کنیم مگر با قوه ادراک خود و قوه ادراک چیزی بیش از تصورات مختلف در اختیارمان قرار نمی دهد.به عبارت دیگر آنها وجود عالم خارج یا این تصورات را صرفا ساخته ذهن خود می دانند و نظرشان این است که ما فکر می کنیم که واقعیتی به نام درخت وجود دارد، ولی هرگز نمی دانیم که آیا در خارج از ذهن چنین واقعیتی هست یا نه؟برخی از ایده آلیست ها گام را فراتر نهادند و کلیه واقعیتهای خارجی حتی وجود خود و علم به هر چیزی را انکار کردند که در یونان قدیم به سوفسطائی یا سوفسیت مشهور شدند.در واقع ایده آلیسم به معنای اصالت تصور و در مقابل رئالیسم قرار دارد که به معنای اصالت واقع یا اصالت وجود خارجی موجودات جهان محسوس می باشد و ایده آلیست کسی است که جهان خارج از ذهن را منکر است.از ایده آلیست های مشهور یونان باستان میتوان به پروتاگوراس و گرگیاس و از ایده آلیست جدید به بارکلی و شوپنهاور اشاره کرد.
● کاربرد دیگر
ریشه کلمه ایده آلیسم (آرمان گرایی)، ایده آل به معنای مطلوب کامل است. به همین جهت ایده آلیست در ادبیات روزمره به فردی اطلاق می‌گردد که استانداردهای بسیار بالا دارد در حالی که ممکن است این استاندارد با توجه به شرایط و یا حقیقت طبیعت و دنیا غیر واقعی یا غیر قابل دسترس باشد. از این جهت ایده آلیسم متضاد با مفهوم پراگماتیزم یا عمل گرایی می‌باشد. بنا به دلایل تاریخی و نمونه‌های فرهنگی، عده‌ای بر این عقیده‌اند که در مجموع ایرانیان ملتی آرمان گرا هستند.
شبهات ایده آلیسم
شبهات ایده آلیسم هر چند از آن جهت که می‏خواهد بر خلاف بدیهی و حقایق مسلمه نتیجه بگیرد فاقد ارزش است و هر کس می‏داند مغلطه است و معمولا در پاسخ این شبهات بوضوح و بداهت مطلب قناعت می‏کنند لکن حل علمی و فلسفی این مغلطه‏ها دقت زیادی لازم دارد و موقوف بر این است که حقیقتا علم ادراک و ارزش معلومات دانسته شود و این دو مطلب در مقاله ۳ و مقاله ۴ مفصلا گفته خواهد شد و در نکته ۳ همین مقاله خواهد آمد که فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک که خود را نقطه مقابل ایده آلیسم می‏داند در بیان حقیقت علم نظریه‏ای را اتخاذ کرده است که صد در صد ایده‏آلیستی است .
فعلا در مقام پاسخ علمی بشبهه بالا همین مقدار که در متن اشاره شده کافی است و خلاصه آن اینکه علم دارای خاصه کاشفیت از خارج است‏بلکه علم عین کشف از خارج است و ممکن نیست علم باشد و صفت کشف نباشد یا علم و کشف باشد واقع مکشوف وجود نداشته باشد و اگر فرض شود واقع مکشوف وجود ندارد کاشفیت وجود ندارد و اگر کاشفیت وجود ندارد پس علم وجود ندارد و حال آنکه باقرار خصم علم وجود دارد خود دستگیر می‏شود نه بی خاصه و گرنه علم نخواهد بود و کسی نیز مدعی نیست که ما با علم بخارج خود واقعیت‏خارج را واجد می‏باشیم نه علم را .
شبهه ۲ حواس ما که قویترین وسائل علم بواقعیت‏خارج می‏باشند پیوسته خطا می‏کنند مثلا حس باصره جسم را از دور کوچک می‏بیند و از خیلی نزدیک بزرگتر از آنچه هست نشان می‏دهد و یا آتش آتش چرخان را در حال گردش به شکل دایره و قطره باران را که از آسمان فرود می‏آید به شکل خط نشان می‏دهد و همچنین سایر حواس مثلا گرمی و سردی بوسیله حس لامسه دانسته می‏شود اگر فرض کنیم یکدست ما گرم و دست دیگری سرد باشد و هر دو را در آب نیم گرم فرو ببریم با یکدست آن آب را سرد و با دست دیگر آنرا گرم احساس می‏نماییم . خطاهای حواس بسیار زیاد است و انواعی دارد و در کتب علمی و فلسفی مسطور است‏بعضی از دانشمندان معتقدند انواع خطاهای حواس بالغ بر هشتصد نوع می‏باشد و همچنین وسائل و طرق دیگر غیر حواس گرفتار اغلاط زیاد هستند چنانکه دانشمندانی که با هر گونه وسائل تحرز از خطا خودشان را مجهز کرده‏اند از خطا مصون نمانده و یکی پس از دیگری از پای درآمده‏اند پس چگونه می‏توان بوجود واقعیتی وثوق و اطمینان پیدا کرد . پاسخ کسی وقوع خطا در بعضی موارد سبب نمی‏شود که ما از جمیع معلومات خود حتی از فطریات و حقایق مسلمه سلب اعتماد نموده و منکر جمیع واقعیتهای خارج که از راه علم بانها رسیده‏ایم بشویم بلکه خود همین پی بردن بخطا دلیل بر این است که ما یک سلسله حقایق مسلمه داریم که آنها را مقیاس قرار داده‏ایم و از روی آنها باین خطاها پی برده‏ایم و اگر نه پی بردن بخطا معنی نداشت زیرا با یک غلط غلط دیگری را نمی‏توان تصحیح کرد . و بعلاوه دانشمند ایده آلیست‏با همه خطاهائی که از حس دیده هیچگاه نشده که چشم خود را ببندد و در کوچه و خیابان راه برود یا راه و چاه را که می‏بیند هر دو در نظرش مساوی باشند و هر دو را بعنوان دو اندیشه تلقی نماید و همچنین با همه خطاهائی که از عقل دیده هیچگاه نشده از استدلال عقلی لب ببندد بلکه خود همین شبهات ایده آلیسم بصورت استدلال عقلی بیان شده است و اگر استدلال عقلی باطل باشد خود این استدلال هم باطل استنمی‏تواند مدعی شود که ما در جهان معلومات خطا و لغزش نداریم و یا هر چه می‏فهمیم راست و درست است و فلسفه نیز این دعوی را ندارد بلکه دعوی فلسفه اینست که ما واقعیتی خارج از خودمان فی الجمله داریم و خود بخود فطرتا این واقعیت را اثبات می‏کنیم زیرا اگر اثبات نمی‏کردیم نسبت‏بموضوعات ترتیب اثر منظم نمی‏دادیم پیوسته پس از گرسنگی به خیال خوردن نمی‏افتادیم پیوسته پس از احساس خطر فرار نمی‏کردیم پیوسته پس از احساس نفع تمایل نمی‏نمودیم پیوسته و پیوسته با اینکه اندیشه خالی در دست‏خودمان و اثر خودمان می‏باشد و همه وقت می‏توانیم به دلخواه خودمان اندیشه‏هائی بکنیم . شبهه ۳ اگر کاشفیت علم و فکر از خارج یک صفت واقعی بود و تنها اندیشه و پندار نبود هیچگاه تخلف نمی‏کرد و ما به این همه افکار پر از تناقض و معلومات پر از خطا گرفتار نمی‏شدیم زیرا تحقق خطا و غلط در واقعیت‏خارج از ما قابل تصور نیست چنانکه وجود ما و فکر ما هیچگاه نمی‏تواند غلط بوده باشد پس بجز ما و افکار ما چیزی را نمی‏توان اثبات کرد و کاشفیت علم از خارج پنداری بیش نیست.
دانلود مقاله درمورد ایده آلیسم
مطالب مرتبط بیشتر:

    بررسی اثربخشی آموزش تنش زدایی تدریجی و حل مساله در…
    بررسی استرس شغلی در کارمندان شهرداری
    بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی…
    رابطه سندرم پیش از قاعدگی با پرخاشگری در دانشجویان دختر
    نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از…
    پایان نامه بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب درمیان زنان شاغل و خانه…
    بررسی نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران
    تاثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در…
    بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر…
    بررسی تاثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده
    پایان نامه توانمند سازی کارکنان کلید بهره وری سازمان
    بررسی رابطه بین سبک اسناد و سلامت روانی در بین…
    بررسی رابطه تیپ شخصیت درونگرا و برونگرا با ارتباط پنهانی…
    پایان نامه بررسی میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس…